تبليغاتX
درد دل عاشقانه






























نوشته شده توسط یه عاشق  | لینک ثابت |

 

" چه شکاف عظیمی بین شناختن خدا و محبت نسبت به او وجود دارد "  .  پاسکال‌

 

" از گناه نفرت داشته باش نه از گناهکار "  . گاندي

 

" هيچ گلي عطر ،رنگ وزيبايي مادر را ندارد "  . همينگوي

 

" بر بالاي در علم نوشته شده است که بايد ايمان داشته باشي "  . ماکس پلانک

 

" انسان براي بر خورداري از شادي بايد خودش را باور کند "  .  توماس پاين

 

" راه آشتی را کسی باید بیابد که خود سبب جدایی شده است "  . ارد بزرگ

 

" هفت بار روح خویش را تحقیر کردم:
نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی، خود را فروتن نشان می‌داد.
دومین بار آن هنگام که در مقابل فلجها می‌لنگید.
سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت، آسان را برگزید.
چهارمین بار وقتی که مرتکب گناهی شد و به خویشتن تسلی داد که دیگران هم گناه می‌کنند.
پنجمین بار آنگاه که به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زدو صبر را حمل بر قدرت و توانایی‌اش دانست.
ششمین باز زمانی که چهره‌ای زشت را تحقیر کرد در حالی که نمی‌دانست آن چهره یکی از نقابهای خویش است.
و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است.
شاید کسی را که با او خندیده‌ای فراموش کنی، اما هرگز کسی را که با او گریسته‌ای از یاد نخواهی برد. "  . جبران خلیلی جبران

 

" همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن، و به هيچكس بدي نكن "  . شكسپير

 

" چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن. كانت

 

" براي پيشرفت و پيروزي سه چيز لازم است اول پشتكار دوم پشتكار، سوم پشتكار "  . لردآديبوري

 

" برگ در هنگام زوال مي افتدميوه در هنگام کمال مي افتدبنگر که چگونه مي افتي چون برگي زرد و يا سيبي سرخ  "  .  کنفسيوس"

 

" تجربه نامي است که تمام افراد بر روي اشتباهات خود مي گذارند "  . اسکاروايلد

 

" جام عمر را جز با می دلدادگی به خرد و دانش پر مکن "  . ارد بزرگ

 


تو فقط رویا بودی


مطالب عاشقانهتو فقط رویا بودی

 
 
چشم درراهی که برای آخرین بارو بدون خداحافظی
 
درآن پاگذاشتی دوخته بودم.جاده ا ی که
 
آغازش من بودم
 
و پایانش خورشید و خط وسط آن هم جای پای تو
 
امروزکه به این جاده نگاه میکنم دیروز به یادم می آید
 
دیروزی که چه ساده عاشقت شدم اما تو.....تو رفتی
 
ومن این رفتنت را هرگز فراموش نخواهم کرد
 
راستی یادت هست چگونه رفتی؟چرا رفتی؟مگرمن چه کرده بودم؟
 
خدایا ! من چه کرده بودم که اینگونه ازدست او دنیای دردم
 
من که تمام زندگی را فقط با تو میخواستم اما تو...تو رفتی
 
و رفتی اما ناراحتی من بیشتر از این است که چرا آنگونه ناگهان سرد و غریب
 
تو رو به جاده ای بی انتها و من رو به تو
 
تو پشت به من و من پشت به آرزوهای با تو بودن
 
اما نه ! من نمیخواستم دستانت رارها کنم ولی
 
ناگهان دستانم از تو رها شد ، یا تو از دستانم رهاشدی.به هرحال جدا شدیم
 
 ، تو ازمن و من از یک دنیا تو
 
وقتی رفتی سعی در فراموش کردنت داشتم غافل از اینکه تمام زندگی من
 
شده ای
 
وقتی رفتی باز ساکن دیاری شدم که نشان از تو داشت اما تورا
 
نداشت......تو فقط رویا بودی
 
وقتی رفتی اشک ریختم که برگردی اما تو خندیدی ، تو به من خندیدی و
 
گفتی: برگردم
 
من می سوختم و تو می سوزاندی
 
چهره ات را هنگام رفتن خوب یادم هست که میخندیدی....امامن....من
 
تسلیم شدم
 
سرنوشت را باختم زندگی را باختم و عشق
 
را..............باختـــــــم
 
نمیدانم چرا با این همه عشق در نظر تو هیچ بودم
 
و تو رفتی
 
چشم در راهی که برای آخرین با رو بدون خداحافظی در آن پا گذاشتی
 
دوخته بودم.جاده ا ی که آغازش من بودم
 
و پایانش خورشید و خط وسط آن هم جای پای تو
 
امروزکه به این جاده نگاه میکنم دیروز به یادم می اید
 
دیروزی که چه ساده عاشقت شدم اماتو.....تورفتی
 
 
 

 

نوشته شده توسط یه عاشق  | لینک ثابت |

عاشق 86/10/24 15

 

 

 

 

 

 

عاشق                           عاشق تر

 

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

 تو

 

نوشته شده توسط یه عاشق  | لینک ثابت |

شمع سوزان 86/10/24 15

این شمع ها برای روز های سختی تاریک تا قلب تورو روشن کنه

 چون هیچ وقت تاریک نبوده        .....         نظر یادتو ن نره شماره تلفن یادتو نره باشه عزیزان من

نوشته شده توسط یه عاشق  | لینک ثابت |

دلتنگي 86/09/16 11

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش

 براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم

 سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا

به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه

تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر،

 زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم

جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي

آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با

گونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس

 كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...

مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم

نوشته شده توسط یه عاشق  | لینک ثابت |

 

متاسفانه %80 ازدواجها از انگيزه هاي غلط و خود خواهانه
نشات ميگيرند توجه كنيد:

1- فشار اطرافيان: تـاثيراتي است كه دوستان،خانواده،جـامـعـه و حتي عقايد شما بر شما تحـــميـــل مـي كنند.
پيامي كه مضمون آن اينچنين است: "تو بايد در يك رابـطه بـا جــنس مخــــالف خود باشي و يا حتما ازدواج كني، اگر رابــطه نداشته باشي و يا ازدواج نكرده باشي حتما عيبي در تـو وجــود دارد." در جــامعه فـــشار زيادي به افراد مجرد تـحمـــيل ميگردد اما ديگر زمان آن فرا رسيده است كه آنها را بـه حـــــال خود رها كنيم و بياموزيم كه تجرد آنها را درك كــرده و ارج نـهـــيم. هر فردي مختار است مجرد بماند و يا ازدواج كند.

2- رهايي از تنهايي و افسردگي: بسياري از افراد تنها به اين خاطر كه تنها هستند( و يا از تنها ماندن هراس دارند) و يا مايوس ميباشند تن به ازدواج ميدهند. آنها تصور ميكنند كه ازدواج مشكل آنها را مرتفع ميكند. اما در اين شرايط معمولا فرد قادر به يك گزينش صحيح نميباشد و احتمال آنكه فرد با شخص نامناسبي ازدواج كند زياد است. يك انسان نااميد و تنها پس از ازدواج نيز تنها خواهد ماند. برخي افراد تا آن حد از لحاظ عاطفي تهي ميباشند كه اميدي به يك ازدواج موفق با هيچ فردي را احتمال نميدهند. در نهايت نيز اينگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غم انگيزي ميشوند.

3- عطش جنسي: برخي افراد آنقدر غرق در غرايض جنسي خود ميبانشد كه جز روابط جنسي به چيزي ديگري نمي انديشند. آنها رابطه جنسي را به يك رابطه صميمانه و دراز مدت ترجيح ميدهند. اين گونه افراد تنها بدنبال يك همخوابه ميباشند تا يك همسر خوب. اينگونه ازدواجها نيز پس از مدتي به سردي گراييده و از هم ميپاشد. اين انگيزه معمولا در مردان مشاهده ميشود و تعداد آنها هم كم نيست.

4- گريختن از واقعيات زندگي خود: بسياري از افراد ازدواج ميكنند نه به اين خاطر كه شخص مناسبي را براي ازدواج يافته اند، بلكه به جهت آنكه عذري براي دوري گزيدن از مشكلات و واقعيات زندگي خود تراشيده باشند. زندگي اينگونه افراد عاري از شور و اشتياق و هدف مشخص ميباشد. اما جاي آنكه راه حل را درون خودشان بيابند ازدواج كرده و تصور ميكنند با ورود فرد ديگري در زندگيشان، زندگي آنها نيز از سكون و كسالت آوري بيرون خواهد آمد.

5- گريختن از رشد و بالندگي: اينگونه افراد تنها به اين منظور ازدواج ميكنند كه فرد ديگري مسئوليت مراقبت از انها را به عهده گيرد. اينگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفي به شريك خود وابسته ميشوند. اينگوه ازدواجها در موارد زير نمود بيشتري دارند:

  •  ازدواجهايي كه اختلاف سني فاحشي ميان دو فرد وجود دارد.

  • در ازدواجهايي كه اختلاف فاحشي در قدرت مالي و يا موفقيت شغلي دو فرد وجود دارد.

  • ازدواجهايي كه مغايرت محسوسي در سبك زندگي دو فرد وجود دارد.

6- احساس گناه: برخي افراد كه پيش از ازدواج با فردي رابطه دراز مدت داشته اند تن به ازدواج با فرد ميدهند به اين خاطر كه از ترك كردن شريك خود هراس دارند كه پس از رفتن آنها چه بر سر شريكشان خواهد آمد. همچنين احساس گناه ميكنند زيرا كه تصور ميكنند آنطور كه بايد و شايد رفتار پسنديده اي نسبت به شريك خود نداشته اند و يا متقابلا لطفهايي كه شريكشان در حق آنها روا داشته را جبران نكرده اند. هنگامي كه فرد از روي احساس گناه و عذاب وجدان و نه از روي عشق واقعي تن به ازدواج با فردي ديگر ميدهد ثمري جز ناكامي و نابودي هر دو فرد در پي نخواهد داشت.

7- پر كردن خلاء احساسي و معنوي: اينگونه افراد داراي حس پوچي و بي ارزشي ميباشند و ميخواهند توسط فرد ديگري خلاء وجودي خود را به گونه اي پر كنند اما بايد آگاه باشند كه هر ميزان هم كه فرد مقابلشان آنها را دوشت داشته باشد قادر به پر كردن خلاء هاي زندگي آنها نميباشد.

8- پذيرش اجتماعي: جامعه به افراد مجرد به چشم يك انسان متهم مينگرد. اين جمله را در درب ورودي بسياري از رستورانها و يا مراكز ديگر زياد ديده ايد: "ورود افراد مجرد ممنوع" و يا بسيار از موسسات و ادارات افراد مجرد را به استخدام خود در نمياورند. بنابراين ازدواج انگيزه اي ميگردد براي جوانان تا در جامعه مورد پذيرش قرار گيريند.

9- تامين مخارج زندگي: اينگونه ازدواجها در زنان بيشتر به چشم ميخورد كه به منظور تامين نيازهايشان با مرد ثروتمندي تن به ازدواج ميدهند.

10- اعتماد بنفس پايين: برخي افراد با نخستين فردي كه به آنان پيشنهاد ازدواج ميدهد ميپذيرند و ازدواج ميكنند. اينگونه افراد به لحاظ اعتماد بنفس پايينشان ميپندارند قابل دوست داشتن نبوده و يا ارزش، زيبايي، محاسن و هنر كافي در خود سراغ ندارند كه فردي شيفته آنان گردد. آنان از ترس آنكه نكند فرد ديگري آنان را نپسندد و شايد اين آخرين فرصتي باشد كه در زندگي برايشان ايجاد گشته، شتابزده تن به ازدواج ميدهند.(مانند دختراني كه خيلي زود ازدواج ميكنند)

11- اخذ تابعيت كشور ديگر: اينگونه افراد براي اخذ تابعيت كشور خاصي تن به ازدواج ميدهند كه يك ازدواج مصلحتي محسوب ميگردد.

12- بي ارزش شمردن ارزش خود: اينگونه طرز تفكر در زنان به چشم ميخورد. اينگونه زنان و يا دختران چنين ميپندارند كه وظيفه يك فرد تامين مخارج معيشتي و وظيفه يك زن تنها برآورده ساختن نيازهاي جنسي مرد ميباشد. آنها ارزش زن را در سطح يك همخوابه صرف ميدانند. يكي از عللي كه دختران جوان با مردان مسن ازدواج ميكنند همين مسئله ميباشد.

به خاطر داشته باشيد كه بهترين سن ازدواج بر اساس مطالعات 32 سال ميباشد. بنابراين عجله نكنيد و با ديد گشوده شريك زندگي خود را برگزينيد. همچنين سعي كنيد پيش از بچه دار شدن حداقل 2 سال از ازدواج شما گذشته باشد تا رابطه شما با فرد مقابل به ثبات مطمئني رسيده باشد.

نوشته شده توسط یه عاشق  | لینک ثابت |